#FFFFFF

دریائی - دوستان - BlogHoster

دریائی

Posted by تهمینه
10:50, 2008-Oct-26 .. 0 comments .. Link
ArianaNet.com

ArianaNet.com ist launched

Posted by تهمینه
10:49, 2008-Oct-26 .. 0 comments .. Link
www.ArianaNet.com www.Kabulpress.com

Posted by تهمینه
07:24, 2007-Jan-11 .. 1 comments .. 0 trackbacks .. Link


كودكي هايم اطاقي ساده بود
قصه اي دور اجاقي ساده بود
شب كه ميشد نقش ها جان مي گرفت
روي سقف ما كه طاقي ساده بود
مي شدم پروانه خوابم مي پريد
خواب هايم اتفاقي ساده بود
زندگي دستي پر از پوچي نبود
بازي ما جفت و طاقي ساده بود
قهر مي كردم به شوق آشتي
عشق هايم اشتياقي ساده بود
ساده بودن عادتي مشكل نبود
سختي نان بود و باقي ساده بود


فریدون مشیری

  

راه نور

Posted by تهمینه
07:07, 2001-Oct-16 .. 2 comments .. Link

فرا رسیدن عید سعید فطر را به همه هم وطنان عزیزم و همه مسلمین جهان تبریک عرض میکنم. امیدوارم همه عبادات تان قبول درگاه حق شده باشد

و دوباره از مهمانی خدا برمیگردیم! عجب عظمت ای داشت، یک ماه مثل اینکه در این دنیا نبودیم. هر روز راه نور را می پیمودیم و هر شب در درگاه اش را می کوبیدیم، داخل خانه میشدیم و از هیچ نوع لطف و مهمان نوازی دریغ نمیکرد.
دعا هایی که همه از دل بر میخواست مستعجاب میشدند و روح و صورت و سیرت ها زیبا و نورانی شده بودند. قلب های مان همه از مهر او در شگفت بودند گویا یکباره این همه عشق را یکجایه می دیدند و حالا که گوشه ای از دل جایی بند است فقط این دعا از آن بر میخیزد که خدایا تو خودت به بزرگواری ات گناهان مارا ببخشا، همواره با ما باش و هیچ گاه تنهایمان نگذار.

  

پایان

Posted by تهمینه
03:20, 2001-Oct-10 .. 4 comments .. Link

 

آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

 

  

باران دوباره خانه را پر از عطر تو کرده

Posted by تهمینه
01:49, 2001-Oct-5 .. 1 comments .. Link

فعلا که دارم این سطرها را مینویسم باران شدیدی میباره. دو دقیقه پیش کنار پنجره بودم. داشتم به زیر آپارتمان مان نگاه میکردم. باران یک دفعه ای همه جا را شست. درخت ها و برگهایش هیچ وقت بیشتر از روزهایی که باران میباره زیبا به نظر نمی آیند. پنجره را تا آخر باز کردم و تا جایی که نفس داشتم هوای باران را دادم درون ...
احساسی سبکی میکردم. انگار باران داشت قلب مرا هم می شست

وای باران باران !
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما چه کسی
نقش تو را خواهد شست

امروز احساس کردم چه قدر این روزها زود زود دلتنگ میشم. دنبال کوچکترین بهانه ای هستم تا بزنم زیر گریه و یک ساعت بغض کنم. یاد یکی از دوستام به خیر و ( روح اش شاد ) یه باری که همین طوری حالم خوب نبود و دلم گرفته بود گفت تهمینه نگذار این بغض همیشه گلوگیر ات باشد، با چند نفس عمیق از درونت بیرون اش کن. من هم از آنوقت تا حالا هر وقت این دلتنگی های لعنتی سراغم میاید همین کار را میکنم ولی بیشتر به یاد خودش می افتم و به جای که سبک بشم این بغض گلویم را بیشتر میفشارد

دلم گرفته ای هم نفس
تنم شکست در این قفس
در این غبار در این سکوت
چه بی صدا نفس نفس

  

محکوم به زندگی

Posted by تهمینه
06:38, 2001-Oct-1 .. 0 comments .. Link


احساس کسی را دارم که قتل کرده ! کسی را به جرم بیگناهی کشته و از این که دیده کسی جز خودش هم در درد دست و پا زده لذت میبره. چشم های معصوم اش را اولین بار خواسته به دیدن خون عادت بدهد . چهره زیبایش هنوز هم میدرخشه و دست های جوان اش انگار زمانی دست های توانایی بوده اند. دل اش هنوز هم از صداقت بچه گانه اش بلند بلند میتپد. مثل اینگه روزگاری این دل کوچک از غرور و مردانه گی اش در سینه نمی گنجیده. هنوز هم با خودش کلنجار میره ! آهسته زیر لب میگه که "تا دنیا هست دل اش را همین طور نگه میدارد"  ولی دیگر آخر هایش است باید زود به خود بیاید و بداند که آنی که خودش خواسته بود دیگر نیست.
 تقصیر این معصومیت چی بوده ... ؟؟؟ هیچ کس هیچ گاه به او نگفت
خودش جوابی برای سوال اش پیدا می کنه و آهسته میگه محکوم به زنده بودن !!!؟
حالا پر از درد است و تنها آرزویش این است که در کنجی بشیند، سرش را بین دست هایش بگیرد و گریه کند. آنقدر بلند که همه آواز اش را بشنوند!  اینبار دیگر از هیچ کس و هیچ چیز ترسی ندارد. میخواهد بلند فریاد بزند. فریادی که ازل را به لرزه درآرد، فریادی که ذره ذره هستی را نابود کند تا جایی که همه وجودش را از هم بپاشد و فنا سازد ! دیگر قطعا به دل اش تسلیم شده !خودش را به تقدیر واگذار کرده و دیگر به هیچ چیز فکر نمیکند جز این که خاموش باشه و آرام بگیره و خودش را بسپاره به این راه. در همین خیالات غرق است که عقل آهســـــــــــته می آید! و آرام در گوشش میگوید ! پس اینجا خدا کجاست ؟؟؟

  

شب بارانی

Posted by تهمینه
07:21, 2001-Apr-20 .. 4 comments .. Link

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ، ترا با

لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ

آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای

در کوچه های آبی احساس

تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام رویید 

با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی

دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم

تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود آخرین حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگینت

حریم چشمهایم را به روی اشکی ازجنس غروب

ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

نمی دانم چرا رفتی

نمی دانم چرا، شاید خطا کردم

و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی

نمیدانم کجا، تا کی،برای چه؟

ولی رفتی و بعد از رفتنت

باران چه معصومانه می بارید

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره

با مهربانی دانه بر می داشت

تمام بالهایش غرق دراندوه غربت شد

و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو

تمام هستی ام از دست خواهد رفت

کسی حس کرد من بی تو

هزاران باردر هر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کرد

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

و من با آن که می دانم تو هرگزیاد من را

با عبورخود نخواهی برد

هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام

برگرد! ...

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست

ومن در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی دانم چرا؟ شاید به رسم عادت پروانگی مان باز

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت

دعا کردم ...

  

Posted by تهمینه
02:18, 2001-Apr-11 .. 0 comments .. 0 trackbacks .. Link

...If U feel U are working a lot then just have A LOOK AT this picture

This is called work load 

  

در باره من

Home
My Profile
Archives
Friends
My Photo Album
سلام دوستان
خوش آمدید
امید همیشه همراه
لحظات هم باشیم
دریا

Links

دریا باری
رادیو پیام زنان
کویر
داستانهای دری را اینجا بشنوید
زینت نور
محمد کاظم کاظمی
آسمائی
فروغ فرخزاد
نشریه فردا
کتب داستان
سرنوشت
سایت احمد شاملو
سایت رسمی احمد شاملو
مجروح
تلاوت اشک
من و دلم
هرات
رهـــــــــــــــــــــــــــــــــا

Categories


Recent Entries

Untitled
ArianaNet.com ist launched
Untitled
؟
؟

Friends

tahmina